//
مقالات


——————————————————————————————————————————————————

دادگاه نمایشی، نشانه ورشکستگی کودتاگران و ورشکستگی اخلاقی و سیاسی رژیم اسلامی است

کیفرخواست تنظیم شده برای دادگاه فرمایشی سراپا دروغ و مغلطه است و در آن ناشیانه معترضین به تقلب در انتخابات به انجام “کودتای مخملی”، جاسوسی و براندازی نرم متهم شده‏اند. این اتهامات در طی سی سال گذشته همواره متوجه مخالفین و منتقدین نظام حاکم برکشور بوده، امروز متوجه کسانی شده است که در برپا کردن جمهوری اسلامی نقش مهمی داشتند و به آن خدمت کرده‏اند.

  • چند مین جلسه دادگاه متهمان “کودتای مخملی” چند ماهی هست برگزار می شود دادگاهی که عاری از ابتدائی‏ترین اصول دادرسی است و کیفرخواست آن برگرفته از مطالب روزنامه رسوای کیهان است. این دادگاه نه از نظر قوانین حقوق بشر و نه از نظر قوانین جمهوری اسلامی، جایگاه قانونی ندارد. در قانون اساسی جمهوری اسلامی مقوله‏ای به نام دادگاه انقلاب وجود ندارد.

کیفرخواست تنظیم شده برای دادگاه فرمایشی سراپا دروغ و مغلطه است و در آن ناشیانه معترضین به تقلب در انتخابات به انجام “کودتای مخملی”، جاسوسی و براندازی نرم متهم شده‏اند. این اتهامات در طی سی سال گذشته همواره متوجه مخالفین و منتقدین نظام حاکم برکشور بوده، امروز متوجه کسانی شده است که در برپا کردن جمهوری اسلامی نقش مهمی داشتند و به آن خدمت کرده‏اند.
برگزارکنندگان دادگاه به جای اینکه عناصر جانی را که به کوی دانشگاه تهران حمله کرده و چند تن از دانشجویان را به قتل رساندند، به پای میز محاکمه بکشانند، در کیفر خواست عد ه ای انسان بی‌گناه را متهم به بر اندا زی و همکاری بابیگانگان متهم نمو دن .
از زمان برگزاری نخستین جلسه دادگاه فرمایشی، احزاب، سازمان‏ها، فعالین سیاسی و حقوق بشر و حقوق‏دانان نسبت به دادگاه فرمایشی اعتراض کرده و خواستار توقف آن، پایان دادن به اعتراف‏گیری و آزادی زندانیان سیاسی شده‏اند. با این وجود کودتاگران به این نمایش رسوا ادامه می‏د‏هند. برگزاری دادگاه نمایشی و ادامه آن نشانه ورشکستگی اخلاقی و سیاسی رژیم اسلامی است و به رسوائی بیش از پیش این رژیم در بین مردم کشور ما و افکار عمومی جهانی خواهد انجامید.
ما همراه با نیروهای آزادیخواه، این نمایش رسوا را محکوم می‏کنیم و خواهان آزادی زندانیان سیاسی هستیم.

ارین میر ذولفقاری از سوئد

///////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////

جنایات روحانیون و پدیدار شدن اصل ولایت فقیه و مهره سوخته ای بنام احمدی نژاد

نوشته‌شده به دست  ⋅ نوامبر 9, 2011 ⋅ نوشتن دیدگاه
می دانیم که اصل ولایت فقیه توسط حسن آیت که نزدیک به سیاست های انگلیس در ایران بود به مجلس خبرگان قانون اساسی پیشنهاد شد. بعداز تصویب آن اصل با پشتیبانی روحانیان، ابر قدرت ها برای کمک به استقرار آن، بعداز گروگان گیری، جنگ را به مردم تحمیل کردند و آقای خمینی آن را نعمت الهی خواند. در سایه این “نعمت الهی” مخالفین استبداد را یکی پس از دیگری از سر راه برداشتند تا نظام استبدادی نوبنیاد بتواند استقرار یابد. با عزل اولین رئیس جمهور، الگوی استقلال و آزادی را از انقلاب گرفتند وبا تحقیر مردم با پایمال کردن اولین انتخابشان به اولین هدف خود رسیدند. به این ترتیب می توان ادعا کرد که درواقع این نظام فرزند ناخلف استعمار گران می باشد. حال که دست مردم را از حاکمیت کوتاه کرده اند، باید این فرزند را “خلف” گردانند.
حال برمی گردیم به داستان احمدی نژاد تا ببینیم در او چه هست که دردیگران نیست و او را سزاوار این همه حملات کرده است؟ در یک نظر، از جنبه شکلی ( بدون ورود به محتوا و بحث در مورد اثرات “محتوائی” شکل و روابط پشت پرده که محتاج به داشتن اطلاعات درست است) وی مخالفت خود را با اسرائیل و سلطه غرب در مجامع عمومی اظهار می کند. همین امر، از او در نظر افکار عمومی کشورهای زیر سلطه، به خصوص مناطق مسلمان نشین، الگوئی ضد اسرائیلی و ضد غربی ساخته است. به هدف تطهیر و نگه داری نظام استبدادی، غرب در واقع احمدی نژاد را به مثابه “نماد” همان “فرزند ناخلف” قربانی می کند تا ذهنیت ها را از ام الفساد، که همان استبداد باشد، دور نگه دارند. به همین دلیل تا آخرین ساعات ریاستش بر قوه مجریه(وحتی بعداز آن، تحت شرائطی) مورد حملات شدید قرار خواهد داشت. زیرا در واقع هدف نه شخص احمدی نژاد، بلکه همان “نماد” مخالفت با اسرائیل و سلطه گری می باشد که حکومت های زیر سلطه و افکار عمومی جهان را با “لولو” کردن احمدی نژاد باید از آن برحذر داشت.
برای غرب، آن چه در انتخابات ۸۸ واقع شد، رو در روئی یک جریان “ناخلف” با یک جریان “خلف تر” بود. حمله به احمدی نژاد و پشتیبانی از کاندیداهای نگون بخت، دقیقا در جهت شکل دادن به محتوای نظام استبدادی صورت گرفت تا علاوه بر تطابق جوئی باغرب، بتواند با پشتیبانی ابرقدرت ها، بر دوام خود بیفزاید. تمامی تلاش های “جامعه جهانی” در همین راستا می باشد. برای آن ها یک دولت استبدادی را می توان “رام” کرد، اما با دمکراسی و حاکمیت مردم نمی توان به سادگی بساط ارباب رعیتی را گستراند.
در واقع، ستیز اسرائیل وغرب نه با نظام ولایت مطلقه فقیه، که با مردم آزادی خواه ایران است. با کمی دقت در اثرات جنگ، تحریم ها، و ستیزها با ایرانیان هنگام دادن ویزا و رفتار با هم وطنان مقیم خارج و… به سادگی می توان به صحت این ادعا پی برد. برای مثال، همین تحریم قطعات هواپیما های مسافر بری و از آن مهم تر، تحریم سوخت رسانی به آنها می باشد که غیر از خطر مرگ وزحمت برای مردم اثر دیگری در بر ندارند. ویا تحریم دارو و مواد غذائی و غیره … از سوی دیگر شاهد هستیم که با وجود تحریم های جهانی، همه نوع تسهیلات برای خارج کردن میلیاردها دلار اختلاس ها و دزدی های دست اندکاران را فراهم می کنند و با دادن تابعیت به اختلاس گران زمینه آرامش آنان را فراهم می آورند.
هدفشان هم روشن است، و آن خسته کردن و به زانو در آوردن مردم آزادی خواه و استقلال طلب و در نتیجه، کوتاه آمدن در برابر مطامع استبدادگران و استثمارگران می باشد. نمونه این خستگی هم در نادر هم وطنانی که آرزوی حمله نظامی به کشورشان را دارند و از ابراز آن هم شرم نمی کنند قابل مشاهده است.
در پایان بی جا نیست متذکر شویم که خشونت در جامعه ما اپیدمی شده است و حکومت برای خنثی کردن آن ، خود به خشونت دست میزند و در واقع به نهادین شدن خشونت و وحشت یاری میرساند. با کمال تاسف مشاهده میشود که حتی آن دسته از مطبوعات کشور که سیاست حکومت را تائید نمی کنند لاجرم به پاشیدن بذر خشونت و نفاق در جامعه با متولیان خشونت در دستگاه حکومت رقابت می کنند.تز آنتی سمیتستیم ،غرب ستیزی ، ضدیت با اقلیت های دینی و قومی رژیم سیاسی را دنبال کرده و بجای پرهیز از این مفاهیم نفرت و نفاق انگیز ، به نآرامی و آشفتگی در جامعه یاری میرسانند.
جا دارد ارباب مطبوعاتی که تیغ سانسور و تعطیل برسرآنان است بجای خودشیرینی و جانماز آب کشیدن تصنعی از مسئولیت سنگین خود در برابر مردم فرار نکنند و بدانند که از مالیات همین مرم تغذیه میشوند. بازی با احساس و عاطفه مردم را کنار بگذارند و لااقل بجای دفاع بی مایه از جنبش های بغایت ارتجاعی ؛ غرب ستیزی بچه گانه و دفاع از شوینیسم تشییع و دفاع حقوقی از آن… به جامعه که شدیدا به ماتریالیسم روی آورده و مردم را بخود جلب کرده است،توجه بیشتری مبذول دارند. باید تفاوتی بین نشریات عاقل و نشریاتی مانند کیهان ، جمهوری اسلامی ، فارس…. باشد. برازنده مطبوعات منتقد نیست که از تکرار و استفاده ازادبیات و مفاهیم رژیم سیاسی حاکم استفاده کنند. وفاق ملی با شعار و هوچی گری بوجود نخواهد آمد.
آرین میرذوالفقاری
——————————————————————————————————————————————————————————————-

شتاب جمهوری اسلا می ایران در اعدام زندا نیان سیا سی

شتاب جمهوری اسلمی در اعدام زندانیان سیاسی در حالی موجی از نگرانی ها را
برانگیخته که جنازه های زندانیان سیاسی که طی ماههای گذشته اعدام شده اند به
خانواده های آنها تحویل داده نشده و پاسخ پی گیری های این خانواده ها از سوی
مسئولین قضایی و امنیتی، زندان و تهدید بوده است. در همین زمینه خانواده علی
صارمی که روز 7 دی ماه در بی خبری خانواده و به صورت ناگهانی اعدام شد گفته اند که
جنازه این فعال سیاسی را به آنها تحویل نداده اند. شهل صارمی، برادرزاده، علی
صارمی به گفته است: جنازه عمویم را ندادند خودشان بردند در روستایی نزدیک
روستای ما در نزدیکی بروجرد دفن کردند و بعد به ما گفتند قبر در فلن جا است. وی
افزوده است: جنازه عمویم را در روستای امیر آباد که حدود صد نفر جمعیت داشته و 20
دقیقه با روستای خود ما فاصله دارد دفن کرده اند. همسر آقای صارمی بعد از اعدام
او و در حالیکه پیگیر تحویل جنازه همسرش بود بازداشت شده بود. از او تعهد گرفته
اند مراسمی برای آقای صارمی برگزار نشود و با هیچ رسانه ای مصاحبه نکند.
همزمان شهل صارمی می گوید: پسر عمویم هم بازداشت شده بود که بعد از 5 روز او را
آزاد کردند. علی صارمی سال 86 و پس از حضور و سخنرانی در مراسم جان باختگان
خاوران بازداشت و دو سال بعد به ارتباط با سازمان مجاهدین خلق و محاربه و سفر به
اردوگاه اشرف متهم و محکوم به اعدام شد. او از زندانیان سیاسی دهه شصت بود و به
اتهام هواداری از سازمان مجاهدین خلق و ارتباط با این گروه در سال 61 بازداشت و به
سه سال حبس تعلیقی محکوم شده بود. پیش از آن و در 19 اردیبهشت نیز 5 زندانی
سیاسی به طور مخفیانه اعدام شدند که تاکنون جنازه های آنها به خانواده هایشان
تحویل داده نشده. فرزاد کمانگر، شیرین علم هولی، علی حیدریان، فرهاد وکیلی و
مهدی اسلمیان در شرایطی اعدام شدند که حکومت نه تنها از تحویل پیکرها خودداری کرد
بلکه با بازداشت و احضار اعضای خانواده هایشان، آنها را تهدید کرده اند که حق برگزاری
هیچ گونه مراسم ختمی را ندارند .در هر صو رت حمهو ری اسل می ایران تصمیم خو د را
گر فته تا به هر قیمتی شده با اعدام افراد بی گناه ترس و وحشت به دل مردم ایران
بیندازد.ولی سخت در اشتباه هست چون به زو دی ریشه این ظلم جنا یت برای
همیشه از سر مردم ایران کنده خو اهد شد .
ارین میرذلفقاری از سوئد

///////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////

12 سال پس از قتل ھای زنجيره ای


‏‎اما اين خاک ھنوز تازه است!

١٢ سال پس از قتل ھای زنجيره ای

جنايت ھا در خزان سال ١٣٧٧ در پی ھم اتفاق افتاد.

پروانه و داريوش فروھر در خانه‌شان به طرز فجيعی به قتل رسيدند. آن ھا را سلاخی کردند و

کشتند . .

شنبه اول آذر ١٣٧٧ ، پروانه و داريوش فروھر در خا نه شان به طرز فجيعی به قتل رسيدند. پنج شنبۀ

بعد جسد دکتر مجيد شريف نويسنده و مترجم معاصر در پزشکی قانونی شناسائی شد. يک ھفته پس از

آن، روز پنج شنبه ١٢ آذر، محمد مختاری نويسنده و شاعر و عضو جمع مشورتی کانون نويسندگان

ايران نا پد ید شد و ١٩ آذر جسدش با خط افتادگی روی گردن و جای ضربه ھا بر پيشانی و خراش ھا

بر مچ دست پيدا شد. ھمان روز که جسد محمد مختا ری را يافتند، محمد جعفر پوينده گم شد. او را روز

١٩ آذر ربودند و روزنامه ھا خبر پيدا شدن جسدش را روز ٢٣ آذر گزارش دادند.

از آن پس، ماشين قتل ھای زنجيره ای ھمچنان به انجام جناياتش ادامه داد و فعالين سياسی و فرھنگ

ورزان ديگری را در پی ھم کشت. ابراھيم زالزاده، احمد ميرعلايی، پيروز دوانی، غفار حسينی از

جمله اين جانباخته گان بودند. پيش از اين ھا نيز سعيدی سيرجانی را به خاطر زبان گويا و سر نترسش

به شکل ديگری کشتند.

اين کشتارھای وحشيانه واکنش مردم جامعه ما را برانگيخت و اعترا ضا ت بسياری در سطح داخل و

خارج کشور برپا شد و رژيم تبهکار جمھوری اسلامی را واداشت اقرار کند که ترورھا را اعضای

وزارت اطلاعات انجام داده اند.

با اين حال، ھمين رژيم، عليرغم جنايت ھائی که به آن ھا اعتراف داشت، حتی وکلای مدافع پرونده قتل

ھای زنجيره ای را به خاطر دفاع از حق خواھی خانواده جانباخته گان، سال ھا به زندان انداخت. اينک

پس از ١٢ سال، نه تنھا ھنوز خاک گور اين جانباختگان و فرھنگ ورزان خشک نشده؛ بلکه ھمچنان

خاک گورھای تا زهای برای قربانيان ديگر کنده می شود و جامعه ما پی در پی مورد ھجوم رژيم ديوانه

سر و تبهکار و جنايت پيشه ای ا ست که تا ريخ کمتر نظير آن را ديده است.

امروزه پس از خيزش عظيم مردم ايران برای مقابله با اين موج وحشت و بيداد ، دايره سرکوب و

جلوگيری از آزادی بيان به حدی رسيده است که جمھوری اسلامی ھم چنان در قبال وکلای حقوق

بشری که به دفاع از موکلين خود می پردازند آغاز به دور تا زه و وسيعی از دستگيری ھا کرده و در

حال حاضر وکلائی چون سارا باغبان، مريم کرباسی، کيان ارثی، و نسرين ستوده در بازداشت

نيروھای امنيتی و در زندانھای مخوف رژيم به سر می برند و وکلای ديگری چون محمد اوليا ئی فر،

خليل بھراميان، محمدعلی دادخواه و عبدالفتاح سلطانی در انتظار محاکمه ھستند و محمد سيف زاده نيز

در بيدادگاه رژيم به ٩ سال زندان محکوم شده است.

ھم اکنون زندان ھای حکومت اسلامی ايران، مملو از فعالين سياسی، روزنامه‌نگار ، وبلاگ نويس،

فعال عرصه ھای دانش جويی، کا رگری، زنان و ھم چنين اقليت ھای ملی و مذھبی است.

با گرامی داشت خاطره اين جانباخته گان، در دفاع از آزادی انديشه و

بيان، در دفاع از حق مردم ايران برای يک زندگی انسانی و در دفاع از وکلای زندانی شده، ھم چنين

برای آزادی ھمه زندانيان سياسی و لغو ھرگونه شکنجه روحی و جسمی و اعدام و سنگسار و شلاق،

صدای اعتراض مردم ايران را به گوش مردم آزاده خواه جھان می‌رسانیم و از ھمه نيروھای آزادیخواه می

خواھیم که در افشای جنايتھای رژيم جمھور اسلامی و به عقب نشينی وادار کردن اين حکومت، مردم

ايران را برای رسيدن به يک زندگی انسانی و فارغ از ھرگونه ستم يا ری کنند.

ساز مان همبستگی ملی جو انان ایران(انگلستان)شاخه سوئد

ارین میر ذلفقاری از سو ئد

///////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////

تجاوز به زندانيان زن و مرد و مسئوليت آن با علی‏ خامنه‏ ای است

احمدی مقدم و رادان بايد عزل و محاکمه شوند

نامه مهدی کروبی به هاشمی رفسنجانی بعد از ١٣ روز منتشر شد. او در اين نامه پرده از فاجعه‏ای برداشت که در زندان های رژيم اسلامی روی داده است. به گفته او: “عده‌ای از افراد بازداشت‌شده مطرح نموده‌اند كه برخی افراد با دختران بازداشتی با شدتی تجاوز نموده‌اند كه منجر به ايجاد جراحات و پارگی در سيستم تناسلی آنان گرديده است. از سوی ديگر افرادی به پسرهای جوان زندانی با حالتی وحشيانه تجاوز كرده‌اند به طوری‌كه برخی دچار افسردگی و مشكلات جدی روحی و جسمی گرديده‌اند و در كنج خانه‌های خود خزيده‌اند.” تجاوز به زندانيان در زندان کهريزک قبلا در برخی گزارش‏ها آمده بود. ما هم خبر آن را دريافت کرده بوديم. اما اکنون خبر اين جنايت توسط کسی اعلام شده است که کانديدای رياست جمهوری بود و ٣٠ سال به اين رژيم خدمت کرده است. او نامه خود را برپايه اظهارات زندانيان و عناصری از درون حکومت نوشته شده است. کودتاگران ديگر نمی‏توانند اين جنايات را تکذيب و انکار نمايند. مهدی کروبی بدرستی در نامه منتشره گفته است که رژيم با کشتار جوانان و تجاوز به زندانيان زن و مرد، روی بسياری از حکومت های ديکتاتوری از جمله رژيم شاه را سفيد کرده است. مسبب اصلی اين فجايع علی خامنه‏ای است. مردم به شکل مسالمت آميز و با آرامش در خيابان‏ها برای گرفتن حق رای خود دست به تظاهرات زده بودند. ولی علی خامنه‏ای تظاهرات مسالمت‏آميز مردم را برنتابيد و در خطبه نماز جمعه فرمان سرکوب را صادر کرد. حاصل آن فرمان، فجايعی است که در خيابان‏ها و زندان‏ها اتقاق می‏افتد. متاسفانه مهدی کروبی از کانال رفسجانی باز به علی خامنه‏ای توسل جسته است تا او دستور تحقيق صادر نمايد. اما کدام ديکتاتور را می‏توان سراغ داشت که دستور بررسی جناياتی را صادر کند که به فرمان او صورت گرفته است. جای خوشحالی و تقدير است که مهدی کروبی با پذيرش هزينه‏‏های احتمالی، تصميم گرفت که مردم ايران و جهانيان را از فاجعه صورت گرفته در زندان‏ها آگاه نمايد. اين جنايات در زندان کهريزک که تحت مسئوليت سردار احمدی مقدم و سردار رادان قرار دارد، انجام گرفته است. بدون ترديد اين جنايت نه موردی بلکه امر رايج در اين زندان بوده و بدون دستور آن‏ها نمی‏توانست صورت گيرد. سردار احمدی بی‏شرمانه اين جنايت را به چند مامور نسبت داده است که عزل و تنبيه شده‏اند.
هم وطن!
سردار احمدی مقدم و سردار رادان با قربانی کردن چند مامور می‏خواهند از پذيرش مسئوليت کشتار جوانان و تجاوز به آن‏ها در زندان‏ها سرباز زنند. بايد خواستار برکناری و محاکمه آندو جنايتکار شد و از قربانيان خواست که زبان به افشاگری باز کند و جنايات صورت گرفته را بازگو نمايند.

ارین میر ذلفقاری از سو ئد

تجاوز به زندانيان زن و مرد و مسئوليت آن با علی‏خامنه‏ای است

Persian to English translation

Rape of male and female prisoners and the responsibility is with Ali Khamenei

Shame on the Kvdtagra

Radan Ahmadi Moghaddam and should be dismissed and prosecuted

Mehdi Karroubi letter to Rafsanjani was released after 13 days. His letters reveal the tragedy that took the Islamic regime in prisons occurred. He said: “Some people have suggested that some people detainees with rape female detainees with the intensity that have led to injuries and tear on their reproductive system has. On the other hand the young boys who brutally raped prisoners have with the state so that Some suffer from depression and serious mental and physical problems have been in their homes Khzydhand corner. ” Kahrizak rape of prisoners in jail already had been some reports. We received the news we had. But now the news has been declared crimes by someone who was a presidential candidate and 30 years served the regime. He based his letters and statements of prisoners within the state of elements written. Other conductors of a coup can not reject and repudiate these crimes should.Mehdi Karroubi properly published in a letter said that the regime killing and raping young male and female prisoners, many of the dictatorial regimes such as the Shah is white. Main cause of these catastrophes is Ali Khamenei. People calmly and peacefully in the streets to get their voting rights to the protests were struck .But Ali Khamenei, peaceful protests and the people Brntabyd Friday Prayers sermon suppress command issued. The result of the command, the tragedies on the streets and prisons Atqaq falls. Unfortunately Mehdi Karroubi channel open Rfsjany Ali Khamenei to seek his command to issue research. But which can come dictator had ordered the issue of crimes that have been his command. Instead of joy and appreciation that Mehdi Karroubi possible adoption costs, decided that the Iranian people and the world by the disaster took place in prisons to inform. These crimes under the responsibility of the Kahrizak Sardar Sardar Radan Ahmadi Moghaddam, and is located has been done. Undoubtedly, this criminal case, but rather it was common in prison without the command could not be done. Sardar Ahmad shameless crime attributed to several officials who have been dismissed and punis hed.
The homeland !
Sardar Ahmad Sardar Radan with front and sacrifice a few agents want to accept responsibility for the killing and rape of young people in prisons refuse. Ando should demand removal and prosecution of criminals and victims wanted the language to open disclosure and should tell the crimes took place.

Persian to Swedish translation

Våldtäkt av kvinnliga och manliga fångar och ansvaret är med Ali Khamenei

Skam åt Kvdtagra

Radan Ahmadi Moghaddam och skall ogillas och åtalas

Mehdi Karroubi brev till Rafsanjani släpptes efter 13 dagar. Hans brev avslöjar den tragiska händelsen den islamiska regimen i fängelserna inträffade. Han sade: “Vissa människor har föreslagit att vissa människor fångar med våldtäkt kvinnliga fångar med den intensitet som lett till personskador och slita på deras reproduktiva systemet har å andra sidan de unga pojkar som brutalt våldtagit fångar har med staten så att. Vissa lider av depression och allvarliga psykiska och fysiska problem har i sina hem Khzydhand hörnet. “ Kahrizak våldtäkter av fångar i fängelse redan hade en del rapporter. Vi har fått veta att vi hade.Men nu nyheten har förklarats brott av någon som var en presidentkandidat och 30 år tjänade regimen. Han baserade sina brev och uttalanden av fångar i delstaten skrivelser. Andra ledare för en kupp kan inte avvisa och förkasta dessa brott borde. Mehdi Karroubi offentliggöras på lämpligt sätt i ett brev sade att regimen mördar och våldtar unga kvinnliga och manliga fångar, är många av de diktatoriska regimer som shahen vitt.Främsta orsaken till dessa katastrofer är Ali Khamenei.Människor lugnt och fredligt på gatorna för att få sin rösträtt för att protesterna slogs. Men Ali Khamenei, fredliga protester och folket Brntabyd fredagsbönen predikan undertrycka kommandot utfärdas. Resultatet av kommandot, de tragedier på gatorna och fängelser Atqaq faller. Tyvärr Mehdi Karroubi kanal öppen Rfsjany Ali Khamenei att söka hans befallning att utfärda forskning. Men som kan komma diktator hade beställt frågan om brott som har sitt befäl. Istället för glädje och uppskattning som Mehdi Karroubi eventuellt antagande kostnader, beslutat att det iranska folket och världen av katastrofen ägde rum i fängelser för att informera. Dessa brott under ansvar av den Kahrizak Sardar Sardar Radan Ahmadi Moghaddam, och är belägen har gjorts. Utan tvekan, detta brottmål utan snarare att det var vanligt i fängelse utan kommandot inte kan göras. Sardar Ahmad skamlösa brott tillskrivas flera tjänstemän som har blivit uppsagda och straffas.
Den hemland!
Sardar Ahmad Sardar Radan med främre och offra ett fåtal anställda vill ta ansvar för avlivning och våldtäkt av unga människor i fängelser vägrar.Ando borde kräva avlägsnande och lagföring av brottslingar och brottsoffer ville språket för att öppna utlämnande och bör tala om brotten ägde rum

///////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////

قتلهای زنجیر های ایران

محمدجعفر پوینده(پژوهشگر و نویسنده)، محمد مختاری(نویسنده
پروانه اسکندری و داریوش فروهر (رهبر حزب ملت ایران)از قربانیان قتل ها
قتلهای زنجیر های به قتل برخی از شخصیتهای سیاسی و اجتماعی مخالف نظام جمهوری اسلمی در دهه
هفتاد خورشیدی در داخل و خارج از ایران گفته میشود که بگفته برخی منابع با صدور فتوی توسط روحانیون
بلندپایه از جمله قربانعلی دری نجفآبادی وزیر وقت اطلعات  ، توسط پرسنل وزارت اطلعات و به دستور
سعید امامی، معاون امنیتی این وزارتخانه در زمان تصدی علی فلحیان [ ۲ ] (وزیر اطلعات دوران
ریاست  جمهوری هاشمی رفسنجانی و دری نجف آبادی اولین وزیر اطلعات در دولت محمد
خاتمی)، مصطفی موسوی (کاظمی) معاون وقت وزارت اطلعات.[ ۳ ] و مهرداد عالیخانی صورت گرفت.
وزارت اطلعات طی اطلاعیه بی سابقه ای عوامل قتلها را خودسر نامید. محمد خاتمی رئیس جمهور وقت
تیمی خارج از وزارت اطلعات و بدون حضور وزیر وقت را مسئول رسیدگی به پرونده کرد. این تیم پس از یک
ماه تحقیق دست داشتن مقامات بلند پایه وزارت اطلاعات در قتلها را عمدا و عوامل را دستگیر نمود. دری
نجفآبادی وزیر وقت اطلاعات بلافاصله توسط خاتمی برکنار و یونسی جایگزین وی شد. جلسات دادگاه پس
از توقیف مطبوعات در بهار ۷۹ ، دستگیر و زندانی کردن روزنامه نگاران پیگیر موضوع اکبر گنجی و عمادالدین
باقی بدون حضور هیات منصفه و در حالیکه خانواده مقتولن در اعتراض به نحوه رسیدگی در جلسات
 دادگاه حضور نیافتند، با محکوم کردن عوامل وزارت اطلعات به چند سال زندان بسته شد.
گرچه در مجموع، قتلها در طول چندین سال اتفاق افتاده و تعداد قربانیان به بیش از هشتاد نویسنده، مترجم،
 در سال ۱۹۹۸ میلدی و هنگام به قتل رسیدن سه  شاعر، فعال سیاسی و شهروندان عادی م یرسد،
نویسنده مخالف نظام، یک فعال مطرح سیاسی و همسرش در عرض ۲ ماه به عنوان یک بحران جدی مطرح
شدند.
بسیاری بر این باورند که قتلها، به منظور جلوگیری از آزادی و تلاش محمد خاتمی رئیس جمهور سابق ایران و
 و افرادی که در این ۱ حامیانش، برای ایجاد فضای باز سیاسی و فرهنگی در کشور صورت گرفت هاند ۰
 با این وجود زمینه مقصر شناخته شد ه اند، خود قربانیانی بودند که از مقامات بالای نظام دستور میگرفتند.
بنیادگرایان یا جناح حاکم در کشور، که مخالف جدی دگراندیشان و مخالفان نظام محسوب میشوند، عاملین
و بخصوص اسرائیل دانستند که از آن جمله میتوان اولین واکنش علی « ابرقدر تهای خارجی » قتلها را
۱ خامنه ای در نمازجمعه تهران، که قتلها را به دشمنان خارجی منسوب کرد، نام برد.
•
 شروع قتلها
داریوش فروهر (رهبر حزب ملت ایران) و همسرش پروانه اسکندری عصر ۱ آذر سال ۱۳۷۷ در منزل
شخصیشان واقع در محله فخرآباد تهران با ضربات چاقو به قتل رسیدند و جسدشان به نحو فجیعی مثله شد.
به گفته برخی روزنامه نگاران سینهای پروانه اسکندری بریده شده بود. در روزهای ۱۲ و ۱۸ آذر، جسدهای دو
نویسنده دیگر محمد مختاری و محمدجعفر پوینده پس از چند روز بیخبری در جاد های اطراف شهر و جسد
 معصومه مصدق (نوه دکتر مصدق که تازه به کشور بازگشته بود) در منزل شخص ی اش پیدا شد
با توجه به کمتر بسته بودن فضای مطبوعاتی و سیاسی کشور نسبت به سالهای قبل، این قتلها بازتاب هایی در
 داخل و خارج از کشور داشت و رسانهایبین المللی آنرا چالشی بزرگ در مسیر اصلاحات در ایران دانستند.
 کمیته تحقیق خاتمی با توجه به حساسیت شدید جامعه نسبت به قتلها و وعده خاتمی برای مجازات عاملین آن، بلافاصله به دستور
خاتمی کمیت های ویژه، مرکب از علی یونسی، رئیس وقت سازمان قضایی نیروهای مسلح؛ سرمدی، معاون وزیر
.اطلاعات و علی ربیعی، مسؤول اجرایی دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی مسئول پیگیری قتلها شدند
ما : علی ربیعی یکی از اعضای کمیته تحقیق خاتمی پیرامون چگونگی شناسایی و دستگیری متهمین میگوید
به افراد عمده این گروه یعنی عالیخانی و سعید امامی، بدون تردید شک داشتیم و حدس قوی
میزدیم که قتلها کار آنهاست. بنابراین برنام های در یک جلسه ریخته شد که من یقین داشتم به گوش سعید
امامی یرسد. در آن جلسه گفتیم که قرار است در چند روز آینده این افراد دستگیر شوند و اتفاقا با
آقای یونسی نیز ه منظر بودیم. بحث بازداشت به ضعیف ترین حلقه این فشار وارد کرد و به نظر من موسوی
حلقه ضعیف آ نها بود. اینها میخواستند مسأله را سریعتر بگویند که بله این کار را که کردیم تشکیلاتی بود و
این، آنها را شکست. ساعت حدود ۱۲ شب بود که بنده در منزل بودم و کسی زنگ زد و گفت با شما کار دارند.
رفتم دم در و دیدم که بله! یکی از همین متهمان به در منزل آمد است. با وی قرار گذاشتم که فردا به اداره
بیاید و بعد با هم صحبت کنیم. او صبح به اداره آمد و ماجرای قتلها را به من گفت. حدود سه ساعت از ۹ صبح
تا یک بعد از ظهر بخشی از این مسائل را این فرد گفت. من همان جا به آقای خاتمی تلفن زدم که به نظر من
قصه روشن و باز شد هاست. حداقل این است که بخ شهای عمد های از حدسیات ما درست بوده و میتوان آن
 ر ا پیگیری قضایی کرد
متهمین که از مقامات رد هبالی وزارت اطلعات بودند، برای تکمیل پرونده و محاکمه تحویل سازمان قضایی
 نیروهای مسلح شدند اما به درخواست سازمان مذکور کمیته تحقیق خاتمی انحلل خود را اعلم نکرد.
علی ربیعی در مصاحبه با خبرگزاری دانشجویان سال بعد اطلعات بیشتری درباره انحلال کمیته تحقیق خاتمی
در همان زمان جناب آقای نیازی با بنده صحبت کردند و ایشان فرمودند که اگر کمیته اعلام انحلال ارائه داد
نماید، ما را با مشکل مواجه میکند. مردم تصور میکنند که رئیس جمهور پشت این پرونده نیست و با این
جوی که در جامعه است، کار ما با مشکل مواجه میشود. شما این را اعلام نکنید. من نظر آقای نیازی را
خدمت آقای رئیس جمهوری عرض کردم و در واقع آقای رئیس جمهوری هم متقاعد شدند که انحلال کمیته
اعلم نشود .»
 اطلعیه رسمی وزارت اطلعاتبر اثر پافشاری رئیس جمهور وقت ایران، محمد خاتمی، وزارت اطلعات جمهوری اسلمی در تاریخ ۱۵ دی
۱۳۷۷ طی اطلعی های که قبل نظیر آن در هیچ وزار تخانه جمهوری اسلامی دیده نشده بود به صورت رسمی
 متن این اطلاعیه به شرح اعلام کرد که عد ه ای از اعضای آن وزارتخانه در طراحی قتلها دست داشت ه اند.
بصورت ذیل بود

« وقوع قتلهای نفرت انگیز اخیر در تهران، نشان از فتنهای دامنگیر و تهدیدی برای امنیت ملی
داشته است. وزارت اطلاعات بنابه وظیفه قانونی و به دنبال دستورات صریح مقام معظم رهبری
و ریاست جمهوری، کشف و ریشه کنی این پدیده شوم را در اولویت کاری خود قرار داد و با
همکاری کمیته ویژه تحقیق رئیس جمهوری، موفق گردید شبکه مزبور را شناسایی، دستگیر و
تحت تعقیب و پیگرد قانونی قرار دهد و با کمال تاسف، معدودی از همکاران مسئولیت ناشناس،
کج اندیش و خودسر این وزارت که بی شک آلت دست عوامل پنهان قرار گرفته و در جهت مطامع
.بیگانگان دست به این اعمال جنایتکارانه زد ه اند، در میان آنها وجود دارند
این اعمال جنایتکارانه نه تنها خیانت به سربازان گمنام امام زمان (عج) محسوب میشود،
»
بلکه لطمه بزرگی به اعتبار نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران وارد آورده است. وزارت
اطلاعات ضمن محکوم کردن هر جنایت علیه انسا نها و هرگونه تهدید امنیت شهروندان و درک
عمیق از ابعاد فراملی این فاجعه، عزم قاطع خود را در ریشه کنی عوامل و محرکان خشونت
سیاسی و تضمین امنیت اعلام داشته و به امت شریف ایران اطمینان میدهد همانگونه که در
فراز و نشیبهای انقلاب اسلامی، حافظ امنیت و استقلال کشور و حقوق شهروندان بوده است،
اینبار نیز با تمام توان و امکانات خود بقایای باندهای منحرف و قانون ستیز را مورد هجوم قرار
داده و سایر سرنخهای داخلی و خارجی این پرونده پیچیده را برای دستیابی به دیگر عوامل این
 فتنه دنبال خواهد کرد.
روزنامه سلام یک روز قبل از انتشار این اطلاعیه، در یادداشتی پشت پرده قتلهای زنجیره ای را اینچنین روایت
:کرده بود
« نمیتوان تصور کرد افرادی از درون قدرت به مرحله ای از انحراف و ضلالت رسیده باشند که
انجام جنایاتی از این نوع را مشروع بدارند و بپندارند با چنین جنایات و ظلمهایی میتوان به
اسلام و نظام اسلامی خدمت و آن را تقویت کرد . »

 استعفای وزیر اطلعات  قربانعلی دری نجف آبادی در سمنان، ۲۲ بهمن ۱۳۸۷
بهمن ماه قربانعلی دری نجف آبادی وزیر اطلعات وقت از سمت خود استعفا داد. دری نجف آبادی بارها در
مصاحبه ها گفته بود از قتلهای صورت گرفته توسط پرسنل وزارت اطلاعات، بی اطلاع است. دادستان مجتمع
قضایی نیروهای مسلح تنی چند از مسولین عالیرتبه وزارت اطلعات را دستگیر کرد. از این افراد میتوان
به سعید امامی مشاور وزارت و معاون سابق امنیت وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی در زمان تصدی
فلحیان)، مصطفی موسوی (کاظمی) معاون امنیت وزارت اطلعات در زمان انجام قتلها و اکبر خوش کوش
 دری نجف آبادی بعدها خاطر نشان رئیس گروه ضربت وزارت اطلعات جمهوری اسلمی اشاره کرد.
: هنگامی که مسئولیت وزارت اطلاعات را به عهده گرفت، سعید امامی معاون بررسی وزارتخانه بود و به
دلیل حساسیتی که نسبت به وی وجود داشت، او را از این سمت برکنار کرد و به وی حکم مشاور را داد و سپس
مصطفی موسوی (کاظمی) (متهم دیگر پرونده قتلها) را به آن دلیل که رابطه نزدیکی با جبهه دوم
خرداد و ستاد انتخاباتی خاتمی داشته با تایید محمد خاتمی رئی سجمهور وقت به سمت معاونت خود
 برگزید هاست. 

سعید امامی
 پنجم بهمن ماه سال ۷۷ بازداشت شد ولی نام او و سایر متهمان بازداشت شده به رسانه ها راه
نیافت تا آنکه آخرین روزهای خرداد ۷۸ اخباری از برخی از بازداشت شدگانی که سمت هایی در حد مدیرکل را
در وزارت اطلاعات بر عهده داشتند در برخی از روزنامه ها انتشار یافت. رئیس وقت سازمان قضائی نیروهای
مسلح سعید امامی را یکی از چهار عامل اصلی قتلهای زنجیره ای معرفی کرد و گفت"عاملین اصلی با توجه
به تحقیقات انجام گرفته مصطفی کاظمی،مهرداد عالیخانی،خسرو براتی و سعید امامی هستند. نیازی کمترین
مجازات سعید امامی را اعدام اعلام کرد و گفت"با توجه به مدارک موجود و اعترا فهای صریح سعید امامی،
 وی هیچ گونه راه فراری نداشت و اگر با این اتهامات به دادگاه می رفت حکم او اعدام بود.
 خودکشی چند ماه بعد، در تاریخ ۳۱ خرداد ۱۳۷۸ ، دادستان مجتمع قضایی نیروهای مسلح طی اطلاعی های مدعی شد که
معرفی شده بود، در زندان اوین، هنگام « قتلهای خودسرانه » سعید امامی که بالاترین عضو و مسئول اصلی
 اما از آنجایی که خوردن داروی نظافت، استحمام، با خوردن داروی نظافت، خودکشی کرد ه است.
معمول به مرگ شخص مسموم منجر نمیشود و هیچ مطلبی از اعترافات و بازجوییهای امامی در دسترس
عموم قرار داده نشد، این خودکشی مشکوک به نظر میرسید. روزنامه همشهری نوشت که روز پنجشنبه ۲۷
خرداد، پزشکان بیمارستان لقمان حال امامی را خوب توصیف کرده و برای او اجاز ه مرخصی صادر کرده بودند.
اما در حال یکه برای اطمینان، خواسته بودند که او دو ساعت دیگر هم در بیمارستان بماند، بر اثر ایست قلبی و
در فاصله همان دو ساعت، سعید امامی از دنیا رفته بود. بسیاری احتمال دادند که او برای جلوگیری از افشای
 بسیاری از مسائل مربوط به قتلها و وزارت اطلاعات جمهوری اسلمی میشد در زندان کشته شد هاست
مطبوعات ایران، امامی را نه تنها در قتل فروهرها، مختاری، پوینده و شریف مسئول دانستند، بلکه از او به عنوان
یکی از عوامل قتلهای دهه هشتاد و نود میلادی شامل ترور سعیدی سیرجانی، واقعه ترور میکونوس، عملیات
ناموفق به دره افکندن اتوبوس حامل ۲۱ تن از نویسندگان و روشنفکران و مرگ غیر منتظره احمد خمینی فرزند
 خمینی نام بردند

 احکام صادره در دادگاه
دادگاه متهمان قتلهای زنجیره ای اما بدون حضور خانواده مقتولن و وکلی آنها نیز به صورت غیرعلنی تشکیل
شد و رئیس دادگاه اعلام کرد که پس از استماع نظر و استدلال معاون دادستان نظامی تهران، چون علنی بودن
دادرسی را موجب اخلال در امنیت و نظم عمومی تشخیص داد، مستند به بند ۳ ماده ۳۲۷ قانون آیین دادرسی
.کیفری،و اصل ۱۶۵ قانون اساسی قرار دادرسی غیرعلنی را صادر نموده است
دادگاه در فاصله ۳ تا ۳۰ دی ۷۹ به صورت غیرعلنی و بدون حضور هیچ یک از وکلا یا اعضای خانواده مقتولین به
.ریاست محمدرضا عقیقی رییس شعبه دادگاه نظامی یک تهران برگزار شد
با برگزاری ۱۲ جلسه دادگاه محرمانه و غیرعلنی در نهایت شعبه یک دادگاه نظامی تهران به ریاست قاضی
عقیقی در حکمی مصطفی کاظمی قائم مقام وقت معاونت امنیتی وزارت اطلعات و مهرداد عالیخانی مدیرکل
.وزارت اطلعات را به جرم آمریت و صدور دستور چهار فقره قتل به چهار بار حبس ابد محکوم کرد
علی روشنی مسئول وقت حراست بهشت زهرای تهران به جرم مباشرت در قتل محمد مختاری و محمد جعفر
پوینده به دوفقره قصاص نفس و محمود جعفرزاده عضو اداره عملیات وزارت اطلعات را به جرم مباشرت در
قتل داریوش فروهر به یک فقره قصاص نفس محکوم شدند. همچنین علی محسنی دیگر عضو اداره عملیات
وزارت اطلعات را به جرم مباشرت در قتل پروانه اسکندری (فروهر) به یک فقره قصاص نفس پس از
.پرداخت نصف دیه کامل به قاتل محکوم شد
حمید رسولی و محمد عزیزی از مدیران میانی وزارت اطلعات هر دو به جرم آمریت و صدور دستور در راستای
.اجرای دو فقره قتل آقای داریوش فروهر و خانم مجداسکندری به دو فقره حبس ابد محکوم شدند
خسرو براتی به جرم معاونت در قتل به ده سال زندان و اصغر سیاح به شش سال زندان محکوم شدند و سایر
متهمان شامل ابوالفضل مسلمی، مصطفی هاشمی، محمدحسین اثن یعشر، علی صفای یپور و علی ناظری به
.دو و نیم تا چهار سال زندان محکوم گردیدند
دادگاه ۳ نفر از اعضای بازداشت شده وزارت اطلعات را تبرئه کرد و متهمان همگی به غیر از خسرو براتی از
اعضای رسمی وزارت اطلاعات بودند
با اعتراض وکیله متهمان قتلهای زنجیره ای رای دادگاه در دیوان عالی کشور نقض شد و محمد عزیزی و علی
روشنی در شعبه پنجم دادگاه نظامی تهران به تغییر عنوان اتهام مواجه شدند و مجازات محکومان به قصاص نیز
 به دلیل آنچه گذشت خانواده مقتولن ذکر شد به ۱۰ سال زندان محکوم شدند.
 پیگیری و تحقیق درباره قتلها
اکبر گنجی (چپ) و سعید حجاریان (راست)، که به افشای اطلاعاتی درباره عاملین اصلی و پشت پرده قتلهای
.زنجیر های پرداختند
قتلهای زنجیره ای برای ۳ سال فضای سیاسی کشور را کامل تحت تأثیر خود قرار داد و بخشهای مهمی از
ناگفته های آن توسط روزنامه های اصلاحطلب منتشر گردید. تلاش نشریات از جمله روزنامه خرداد به
مدیریتآ عخبردین ان نما ویرندی ه ( روح ا خمینی در سپاه پاسداران، وزیر کشور اول در کابینه های هاشمی و
خاتمی) و روزنامه صبح امروز به مدیریت سعید حجاریان (از بنیانگذاران وزارت اطلعات جمهوری اسلمی)
که پیاپی اخبار و سلسله مقالتی از اکبر گنجی و عمادالدین باقی منتشر میکردند، در این میان بسیار اثر گذار
بود. سعید حجاریان میگوید که ما تلاش کردیم تا هیچ شماره ای از روزنامه صبح امروز بدون مطلبی پیرامون
.قتلهای زنجیره ای منتشر نشود
در این زمینه، اکبر گنجی که حیطه کاری خود را به این پرونده و افشای رازهای این قتلها تخصیص داده بود،
در « دگر اندیشان » پس از مدتی دایر ه کاری خود را افزایش داد و تحقیق خود راشامل تمامی قتلهای مرموز
نوشته « عالیجنابان خاکستری » سا لهای قبل نمود. با الهام از یک داستان بلوک شرق اروپا، کتابی به نام
برای محفل طراحان قتلها، استفاده کرد. « تاریک خانه اشباح » از اسامی رمز همچون ،« ویتالی شنتالیسکی »
نامید. به باور وی دستورات ازتاریکخانه « شاه کلید » آن را « عالیجنابان و خاکستری » طراحان قتلها را
به شاه کلید داده میشد و وی آن دستورات را به سعید امامی که تنها یک مجری برای قتلها بود ه است، برای
اجرا ابلاغ میکرده است
در ماه دسامبر سال ۲۰۰۰ میلادی، گنجی علنا علی فلاحیان، وزیر اطلاعات سابق در دوران هاشمی رفسنجانی
را شاه کلید قتلهای زنجیره ای نامید و از روحانیون دیگری نیز نام برد، از جمله محمدتقی مصباح یزدی که او را
 این اظهارات منجر به خواند.« مراد عالیجنابان خاکستری » ، محرک و صادرکنند ه فتوای قتلها یا به اصطلح
و « تاریکخانه اشباح » کتابهای حمله بنیادگرایان به وی و انکار نوشته های او توسط ایشان شد.
به پرفرو شترین کتا بهای تاریخ ایران مبدل شده و در مدت « عالیجناب سر خپوش و عالیجنابان خاکستری »
.شش ماه بیش از دویست هزار نسخه از آنان فروش رفت
را در دو جلد منتشر کرد و « تراژدی دموکراسی در ایران » عمادالدین باقی نیز ضمن انتشار مقالت متعدد، کتاب
به بررسی چگونگی رویداد قتلهای زنجیره ای پرداخت که هر دو کتاب توقیف و خود وی محاکمه شد. برگزاری
دادگاه قتلها پس از توقیف گسترد ه مطبوعات در بهار ۱۳۷۹ انجام شد و در شرایطی که دو روزنامه نگار پیگیر
.قتلها هر دو در زندان بودند، انجام شد
سابقه فعالیت برخی از اصلاحطلبان در دستگاه اطلاعاتی جمهوری اسلامی در دهه شصت سبب شد که دامنه
افشاگر یها و پیگیر یها هیچگاه به سالهای دهه شصت (که اوج درگیری سیاسی و بعضا نظامی جمهوری
اسلامی و گروههای اپوزیسیون بود و طی آن صدها نفر از اپوزیسیون زندانی، شکنجه و اعدام شده و دهها نفر
از مقامات جمهوری اسلامی نیز توسط برخی از گروههای اپوزیسیون ترور و کشته شدند) کشیده نشود.
مطبوعات اصلاح طلب تنها به افشای قتلهایی که در دوران ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی روی داده بود
از نزدیک شدنبپرهیزند .

بودن برخی از کارکنان وزارت اطلاعات و در « خودسر » در حالی که مقامات بلندپایه جمهوری اسلامی حکم به
راس آنان سعید امامی داده بودند و بر خودکشی سعید امامی تاکید میکردند و حتی نشریه منسوب به
ادعای سفر مخفیانه امامی را به اسرائیل مطرح نموده بود و سایر نشریات چون تهران ،« کیهان » ، محافظ هکاران
 رو حا حسینیان، رییس مرکز اسناد انقلاب تایمز، شبکه جاسوسی امامی را مرتبط با آژانس یهود دانستند،
اسلامی به دفاع از سعید امامی پرداخت و فرضیه خودکشی وی را رد کرده و عنوان داشت که او به قتل
نیروهای مرتکب قتلها، از » رسید هاست. او در اولین گام، در گفتگویی با روزنامه کیهان ادعا کرد که
« چراغ » و پس از مدت کوتاهی، به یک برنامه زنده تلویزیونی به نام .« طرفداران جدی رییس جمهوری بوده اند
دعوت شد و او در آن برنامه ادعای خود را تکرار نمود که با واکنش تند دولت محمد خاتمی به علی لاریجانی،
رییس وقت سازمان صدا و سیما روبرو شد و صدا و سیما نیز طی اطلاعی های انجام تخلف توسط برخی
گردانندگان برنامه چراغ را پذیرفت و حسینیان دیگر مجالی برای شرکت در برنام های از این دست نیافت.
.حسینیان همچنین در مجلس ختم امامی نیز شرکت نمود که با اعتراض برخی نمایندگان مجلس روبرو شد
ناطق نوری، رئیس مجلس وقت نیز در جلس های با روحانیت مبارز شرق تهران تأکید کرد که افرادی به عنوان
دگراندیش در وزارت اطلعات نفوذ کرده و به دنبال تسویه حساب بودند. حسینیان اندکی بعد در سخنرانی
جنجالی ای در مدرسه علمیه حقانی توضیحات بیشتری بیان کرد و مدعی شد که طراح قتلها موسوی از معاونین
وزارت اطلاعات بوده و هدف او ایجاد تقابل بین رهبری و خاتمی و ایجاد فرصت برای جریان دوم خرداد برای
تصاحب کامل قدرت بوده است. او بر این باور است که بازجوهای اولیه که زیر نظر دولت بودند، پرونده را
منحرف کرده اند و پس از رسیدگی های ابتدایی در دور جدید بازجوییها بیگناهی سعید امامی مشخص شده
بود. حسینیان خواهان باز شدن پرونده برای مشخص شدن ریشه های قتلهاست
 آثار و تبعات پیگیری قتلهای زنجیر های
مقامات نظامی انفجار بمبی در شهر مشهد را به هواداران سعید امامی و مصطفی کاظمی نسبت •
 دادند. این بم بگذاری به کشته شدن یک نفر و زخمی شدن دو تن دیگر انجامید.
پیگیری قتلهای زنجیره ای و روشن شدن زوایای بیشتری از عملکرد وزارت اطلاعات توسط مطبوعات نقش
مهمی در سرنوشت انتخابات مجلس ششم ایفا کرد. جناح راست که اکثریت مجلس را برای دو دوره در اختیار
داشت در مجلس ششم به یک اقلیت ضعیف تبدیل شد وهاشمی رفسنجانی (که قتلها و تخلفات وزارت
اطلاعات در دوران وی روی داده بود) نیز نتوانست به مجلس راه یابد. خصوصا مقالات و کتب اکبر گنجی و
عمادالدین باقی که اندکی پیش از انتخابات منتشر و مورد استقبال گسترده قرار گرفت در شکست هاشمی
.رفسنجانی و کاندیدهای جناح راست موثر بود
 برکناری دری نج فآبادی و را ه اندازی دستگاه اطلاعات موازی توسط خامنه ای
آنگونه که محمدی ریشهری در کتاب خاطرات خود نقل میکند خمینی به میر حسین موسوی
در مورد همه وزارتخانه ها هر کس را که خواستی منصوب کن اما در مورد » نخست وزیر وقت پیام داده بود که
از آن پس و در دوران علی خامنه ای نیز این رویه حفظ شده و وزارت «. وزارت اطلاعات با من هماهنگی کن
با نظر رهبر اداره میگردیده است. خاتمی نیز علیرغم پیروزی گسترده در انتخابات پست وزارت ‰ اطلاعات عمل
اطلاعات را به روحانی راستگرا (قربانعلی دری نج ف آبادی) داد. پس از برکناری دری نج ف آبادی در پی
رویداد قتلهای زنجیر ه ای، گرچه خود او از اتهام دست داشتن در قتل کنار گذاشته شد اما برکنار گردید. با
برکناری وی و اخراج برخی دیگر از عوامل سعید امامی از وزارت اطلاعات کنترل خامنه ای بر این وزارت به
حداقل رسید. خامنه ای در پی آن حفاظت اطلاعات سپاه، حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی، حفاظت اطلاعات
قو ه قضائیه را فعال کرده و از آن طریق به اعمال کنترل امنیتی خود ادامه داد. برخی منابع از کنترل شخص
برای « نهادهای موازی اطلاعاتی » خاتمی و وزرایش توسط این نهادها خبر میدادند. اصلاح طلبان از عنوان
این تشکلت استفاده کرده و خواستار برخورد با آن شدند گرچه در این زمینه به موفقیتی دست نیافته و بعضا
خود قربانی آن شدند
شیرین عبادی، برنده جایزه صلح نوبل و فعال حقوق بشر در مصاحبه با روزنامه زود دویچه تسایتونگ گفته است
من پس ازانجام وظایف کاری به عنوان یک وکیل و همچنین زمانی که در عرصه حقوق بشر فعال شدم، » : که
وی در پاسخ به سوال خبرنگار روزنامه آلمانی زود دویچه تسایتونگ مبنی .« نامم در لیست مرگ رژیم قرار گرفت
بطور اتفاقی. من با همکاران وکیلم در حال بررسی موضوع » : بر اینکه موضوع لیست ترور چیست؟ گفت
قتل نیروهای اپوزیسیون در ایران بودیم که ناگهان اسم خودم را در لیست ترورهای آینده مشاهده کردم.
مسئولین دقت نکرده بودند که اسم من را از لیست موجود در پروند پاک بکنند. لیست به امضاء وزیر اطلاعات
وقت آقای قربانعلی دری نجفآبادی مزین است. پس از انتشار لیست مذکور و آغاز اعتراضات زیاد ایشان
چاره ای جز استعفا نداشت ».
برخی قربانیان قتلهای زنجیره ای
قربانیانی که پروند ه قتل ایشان توسط دادگا ههای ایران پیگیری شد و بعضا به صدور حکم علیه مقامات وزارت اطلاعات انجامید
پروانه اسکندری
د اریوش فروهر •
پروانه اسکندری •
محمد مختاری •
محمد جعفر پوینده •
حسین برازنده •
احمد تفضلی •
احمد میرعلیی •
کارون • » حمید حاج یزاده و پسر ۹ سال هاش »
غفار حسینی •
ا براهیم زا لزاده •
کاظم سامی •
هایک هوسپیان مهر •
مهدی دیباج • قربانیان عملیات میکونوس که پرونده ایشان در دادگا ههای آلمان پیگیری و به صدور حکم علیه مقامات وقت :ایران منجر شد
[ صادق شرفکندی •
فتاح عبدلی •
همایون اردلن •
 نوری دهکردی •
:برخی دیگر از افرادی که ادعا شده از قربانیان قت لهای زنجیر های بود هاند [پیروز دوانی
[فریدون فرخزاد
[رضا مظلومان
[ مظفر بقائی •
[ عبدالرحمن قاسملو •
[ فاطمه قائم مقامی •
[ علی اکبر سعیدی سیرجانی •
•  سیامک سنجری
حمید حاجی زاده •
م عصومه مصدق •
دکتر جمشید پرتوی، متخصص قلب و پزشک سیداحمد خمینی •
سید احمد خمینی •
 لمحمد ربیعی •
فاروق فرساد •
حسین سرشار •
////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////

نگاهی کوتاه اززمستان ۵٧ تا کشتار تابستان ۶٧

از نخستين روزهای پس از قيام ٢٢ بهمن ۵٧ که جمهوری اسلامی به رهبری خمينی سلطه-

ی ارتجاعی خود را تحت لوای قوانين اسلام بر پهنه ای ایران گسترانيد، تا به امروز مردم ایران

شاهد بيکاری، آوارگی، فحشاء، جنگ، زندان، شکنجه، سرکوب، کشتار و صدها جنایت و

فاجعه ای دیگر بوده اند. در این سالها هر آنچه نشانی از زیبایی، روشنی، نشاط،، شادمانی

وسرور داشت مورد یورش لجام گسيخته ای عوامل سرکوبگر جمهوری اسلامی ایران قرار

گرفت. فضای سنگين رعب و وحشت، در همهی این سالها بر فراز سر مردم سایه افکند، تا

لبخند را از لبانشان بزداید وعشق را در وجودشان به تباهی بکشاند. در این سالها مردم

ایران بویژه کارگران و زحمتکشان، رنجهای بیشماری را بر دوش کشيدهاند و گردههایشان در

زیر شلاق بی عدالتی و ستم جمهوری اسلامی هر روز زخم عميقتری برداشته است. دراین

سالها کمتر خانه ای از یورش سرکوبگران رژیم در امان بوده است و کمتر کسی است که

زخم تباهی جمهوری اسلامی را بر شانه های خود نداشته باشد. در سوی دیگر این سالهای

جهل و تباهی، تلاش و مبارزهی نيروهای انقلابی در کنارکارگران، زحمتکشان و دیگر قشرهای

مردم ایران جلوه های ماندگاری از ایستادگی و مقاومت را به همراه داشته است. حاصل این

ایستادگی ومقاومت در مقابل جنون سرکوب و کشتارهای جمهوری اسلامی ایران تاکنون بر

جای ماندن دهها هزارانسان جانباخته و صدها هزار انسانهای زندان رفته، شکنجه شده و

تبعيدی میباشد.

اینک در ميانه ای تابستان 89 هستيم. بیست دو سال از کشتار هزاران زندانی سياسی در

تابستان ۶٧ می گذرد. با یاد ماندگار این عزیزان جانباخته و هزاران عزیز جانباخته ای دهه

شصت میخواهم نگاهی کوتاه به روند سرکوب و کشتارهای جمهوری اسلامی ایران از آغا ز

تا قتل عام تابستان ۶٧ داشته باشم. این نوشته میتواند فقط بيانگر بخش کوچکی از سرکوب

و جنایتهای جمهوری اسلامی ایران در این سالهای جنون و تباهی باشد. تنها سرفصل-

هایی از ترور، شکنجه و کشتار که من در دفتر و حافظه ام به یاد داشتهام. و نيزمی تواند بيان

بخشی از احساس و اندیشه ام در این سالهای وحشت و مرگ باشد.

با یادمان همه ای انسانهایی که در این سالها برای پاسداشت حرمت و آزادی انسان تلاش

کرده اند و میکنند، مبارزه کرده اند و میکنند و در این ميانه جان باخته اند، رنج کشيده اند،

تبعيد شدهاند، فشار سالهای زندان و شکنجه را بر دوش کشيده اند؛ به ایران میاندیشم. به

بيش ازسی سال سرکوب، ترور، شکنجه، اعدام و محروم شدن ملتی از لبخند و

شادمانی. به آنچه در این سالهای حاکميت جمهوری اسلامی بر مردم ایران گذشته است.

رد پاهای جنایت این سالهای سرکوب و شکنجه.همگان شا هد بو دیم که در انتخابات سال 89

چگو نه رأی مردم رو به با زی گر فتن و چیزی غیر از خو استه مردم از صندو قهای رأی بیرون آمد

عده‌ای از همو طنهای ما رو بخا طر اعتراض به نتیجه انتخا بات به خاک خون کشیدن.و عده‌ای

زیاد در زندا نها بسر می برن.این حکو مت ثا بت کرد که یک حکو مت دیکتا تور از نو ع دینی هست

به امید رو زی که این حکو مت سر نگون.و یک حکو مت مردمی تشگیل گردد.

ارین میر ذولفقاری از سو ئد

////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////

اینجا ایران است ولی ….

جبر زندان ,عجب عبارت تاسف برانگیزی ,خودمان را فریب  می دهیم و از کنار حوادث وحشتناکی که برایمان پیش می آوردند ,میگذریم  ,از اعدام بدتر هم هست?

مدت زمان زیادی از قتل هدی صابر و اقای صحابی بزرگ و دختر عزیزش هاله صحابی وخیلی از دوستان دیگری که واقعا گمنام مبارزه کردند و به طرز ناجوانمردانه ای گرفتار بی رحمی و سنگدلی این حکومت دیکتاتورشدند از میان ما رفتند بطور مثال زنده یاد محمد راسخی نیا که نامی هم از آنها برده نشد  و….

اگر اینها را هم فراموش کرده باشیم که خجالت آور است,چرا دوستانمان را یکی پس از دیگری می کشند و ما به نبود آنها عادت میکنیم?

این روزها گروه گروه نام هایمان را میخوانند, میرویم بی دادگاه اوین و در آنجا روبروی یک کارمند دادسرا مینشینیم آن وقت او از ما می خواهد که در خواست عفو و بخشودگی بنویسیم  ,,,

خطاب به چه کسی ? و از که   ?

همان کسانی که بهترین ها را از ما گرفتند, دوستانمان را ,دوستانی که شاید تا آخرعمرمان همانندشان را نداشته باشیم  .وقتی تقویم تحولات سیاسی ایران را ورق بزنیم به نامهائی بر میخوریم که با خودشان معناهائی از صلح و آزادگی و یادهائی از انسانیت و استقامت را به همراه دارند ,ورق به ورق تاریخ این سرزمین حکایاتی است از ایستادگی و زخم خوردگی مردان و زنانش, مردان و زنانی که دولتمردانش بس ناجوانمردانند و بنده قدرت و تفنگ و خشونت.

موج اعدامها در ایران همچنان ادامه دارد. بر اساس آنچه کمپین بین المللی حقوق بشر در اطلاعیه ای اعلام کرده تنها در طول یک ماه ,نودوهفت حکم اعدام در شهرهای مختلف ایران به اجرا درآمده و شماری از شهروندان ایرانی همچنان در نوبت اعدام هستند. بسیاری از معترضان و سران جنبش معتقدند افزایش شدید آمار اعدام در ایران و شتاب دولت آدمخوار جمهوری اسلامی برای به اجرا در آوردن این احکام برای ایجاد رعب و وحشت در میان مردم معترض است .

بعد از انقلاب کبیر فرانسه تفکر لغو اعدام توسط صاحب نظران مسائل اجتماعی طرح شد و برای گسترش این دیدگاه تلاشهای فراوانی صورت گرفت اما در رژیم حقوقی ایران  اعدام یک امر مشروع و قانونی است. تکرار شرب خمر , جاسوسی  ,خیانت به کشور , تکرار سرقت و از همه مهمتر اختلاصهای چند هزار میلیاردی و…..     هر یک در شرایطی ممکن است منجر به اعدام شوند.

آری اینجا ایران است جائی که ماهی سیاه کوچولو بالای دار میرود تا معلم آزادی ملتش بماند و اما حاکمان و دولتمردان تا ابد زندان بان.

به امید پیروزی و آزادی تمام زندانیان سیاسی و در بند این جمهوری ضد بشری ایران

آرین میر ذولفقاری

///////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////

یورش گارد زندان به زندانیان بی دفاع گوهردشت کرج

بنابه گزارشات رسیده به “فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران”گارد زندان گوهردشت کرج به زندانیان بی دفاع بند 3 یورش بردند و آنها را مورد ضرب و شتم قرار دادند.
روز یکشنبه 4 اردیبهشت ماه گارد زندان به زندانیان بی دفاع سالن 7 بند 3 زندان گوهردشت کرج یورش برد و آنها را مورد ضرب و شتم و اذیت و آذار قرار دادند. یکی از زندانیان که آماج ضربات باتون و شوکر برقی گارد زندان قرار گرفت زندانی افشین عزیزی بود. او از چند ناحیه دچار آسیب دیدگی گردید.آنها همچنین حداقل وسایل زندانیان بی دفاع را تخریب نمودند و یا با خود بردند . گارد زندان پرده های سلولها که توسط زندانیان از فروشگاه زندان با قیمت زیادی خریداری شده بود را کندند و با خود بردند.
در این یورش وحشیانه و غیر انسانی بیش از 20 نفر از گارد زندان شرکت داشتند. این یورش از ساعت 09:30 آغاز و تا مدت طولانی ادامه داشت.
یورشهای وحشیانه و غیر انسانی علیه زندانیان سیاسی و سایر زندانیان بطور مستمر صورت می گیرد و از این طریق سعی دارند که زندانیان را مرعوب کنند تا نسبت به شرایط قرون وسطایی و طاقت فرسای زندان اعتراض نکنند.
از طرفی دیگر از روز گذشته زندانیان نوجوانی که در ماه های اخیر از بند ویژه خود خارج کرده بودند و به سایر بندها منتقل شده بودند. به آنها اطلاع داده شد که قرار است که تمامی زندانیان نوجوان را به بند 7 که معروف به بند زنان می باشد منتقل نمایند.
از زمان انتصاب مردانی به عنوان رئیس زندان گوهردشت کرج شرایط این زندان بشدت غیر انسانی تر شده است. این فرد به ایجاد محدودیتها و اعمال غیر انسانی علیه زندانیان شدت بیشتری بخشیده است. جیرۀ غذایی زندانیان را تا حد زیادی کاهش داده است و کیفیت جیره غذای به حدی بد است که قابل مصرف نمی باشد و اکثر زنذانیان که فاقد امکانات مالی هستند در کرسنگی و سوء تغذیه شدید بسر می برند. مردانی به همین نسبت حداقل امکانات بهداشتی ،درمانی و غیره را تا حد زیادی کاهش داده است.این فرد از طرفی دیگر بر شدت سرکوب و اعمال قرون وسطایی علیه زندانیان در زندان گوهردشت کرج افزوده است.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،یورش وحشیانه به زندانیان بی دفاع ، مورد ضرب وشتم وتخریب حداقل امکانات شخصی آنها و همچنین کاهش شدید جیرۀ غذایی و سایر حداقل امکانات اولیۀ زندانیان را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی خواستار ارجاع پرونده جنایت علیه بشریت رژیم ولی فقیه علی خامنه ای به دادگاه های بین المللی جهت رسیدگی به این جنایتها است.

05 اردیبهشت 1390 برابر با 25 آوریل 2011
گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:
کمیساریای عالی حقوق بشر
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا

 سازمان عفو بین الملل

///////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////

                                   

بازی مرگ و زندگی

کشورهای مدعی دموکراسی در قرن 21 فجایعی ببار می اورند که در قرون گذشته چنین فجایعی به چشم نخورده است هر ساله شاهد کنفرانسهای حقوق بشر و از این نوع بازی های سیاسی هستیم ولی هیچکدام از این نشستها نتیجه ای به همراه نداشته است.تنها دولتمردان اروپائی برای بدست اوردن رای مردم خود حرفهای فریبنده ای میزنند که دل هر انسانی را به وجد می اورد در صورتی که در پشت پرده هیچ کدام از این وعده ها تحقق نیافته است بعنوان مثال کنوانسیون ژنو روشنترین کنوانسیون در رابطه با پناهندگان است ایا این کشورهای حامی حقوق بشر و دموکراسی به این امضا پایبند بوده اند? خیر. بعنوان مثال کشور سوئد که پیشرو در دموکراسی در دنیاست در سال 2010 بگزارش رادیو پژواک سوئد در تاریخ 18 مارس گفته شکایت از دادگاه اروپا در رابطه با نقض حقوق بشر بشدت افزایش یافته واز این مورد در اغاز سال 2010 به 684 مورد در اغاز سال جدید رسیده است . حدود 600 مورد از این شکایتها مربوط به پناهجویان عراقی بوده است . در پائیز گذشته دادگاه اروپا حکمی موقتی برای توقف این اخراجها صادر کرد که بدلیل انتقادهای زیاد از جمله از سوی دولت سوئد این حکم لغو شد اینک دادگاه اروپا هر مورد شکایت را جداگانه مورد بررسی قرار میدهد . سوئد تاکنون 47 بار به تخلف از منشور حقوق بشر محکوم شده است که 4 مورد ان مربوط به سال گذشته بوده است . مجموع شکایتها در این رابطه که نزد دادگاه اروپا منتظر بررسی هستند به 152000 میرسد که حجم انبوه پروندها مربوط به کشورهای بظاهر دموکراسی و مدافع حقوق بشر به دادگاه اروپا ارجاع شده است. حال بنگرید که کشورهای بظاهر دموکراسی که خود معترض کشورهائی مثل ایران وعراق و سوریه وغیره …هستند اینگونه با انسانهای بی پناه رفتار میکنند.کشورهای حامی دموکراسی خود به وضوح میدانند که در کشورهای نام برده به هیچ عنوان حقوق اولیه انسانها رعایت نمی شوند به عنوان مثال در ایران هر 8 ساعت یک انسان در ملا عام اعدام میشود و امار غیر علنی هم هست که به سمع و نظر مردم نمی رسد مثال بعد سوریه که هم پیمان ایران است به طور عادی و علنی در طی 2 ماه گذشته بیش از هزاران نفر از مردم معترض و خواهان ازادی و دموکراسی را قتل عام کرده است . حال با توجه به این اطلاعات معتبر کشورهای حامی دموکراسی انسانهائی را که برای حفظ جان خود و خانواده خود به این کشورها پناه می برند را باید به قتلگاه کشورهائی مثل جمهوری اسلامی ایران و کشورهائی از این دست باز گرداند. این روزها شاهد چنین ناملایماتی از از کشورهای حامی حقوق بشر هستیم. در تاریخ 18 مارس طبق گفته 2 تن از نمایندگان پارلمان سوئد در فدراسیون سراسری پناهندگان در گوتنبرگ که یکی از انها از نمایندگان سوسیال دموکرات و دیگری از حزب مردمی بودند رسما اعلام شد که ایران یک کشور بی قانون و ناقض حقوق بشر است . از جمله در این کشور حقوق برابری مرد وزن  حقوق سیاسیون و حتی همجنسگرایان به هیچ عنوان رعایت نمیشوند و حتی دولتمردان سوئدی پا را از این فراتر نهاده و رسما از دبیر کل سازمان ملل در خواست ناظر حقوق بشر در ایران کردند که مورد تائید سازمان ملل و دول غرب و اروپا قرار گرفته است حال چطور میشود که این کشور پیشرو در این مسائل یکی از ناقضین این مورد میشود . ایرانی که حتی در ماه جون 2011 از پذیرفتن ناظر حقوق بشر سر باز میزند  و این ناظر را به کشورش راه نمی دهد چطور دولت سوئد پناهندهای ایرانی را به قتلگاه جمهوری اسلامی ایران بر میگردانند . طبق بند 7 قانون جزا جمهوری اسلامی ایران  هر فرد ایرانی که در کشور مهاجر پذیر کیس سیاسی و یا اعلام پناهندگی کند حکم بر اندازی و تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی کرده است. حال با این قوانین ضد انسانی و قرون وسطائی باز هم شاهد این بی قانونی باشیم که سوئد پیشرو در این بی قانونی است  . به گفته دولت سوئد به خیلی از پناهجویان گفته میشود که شما فرد خطرناک و سرشناسی برای دولت ایران نیستی . بعنوان مثال  ما 6 ماه گذشته را مرور میکنیم :اول کیوان سوفسطائی شخصی است که ائین مسیحیت گرویده و یک فعال سیاسی ضد جمهوری اسلامی می باشدوبعداز 2سال ونیم اوارگی محکوم به بازگشت به ایران می شود…درصورتی که ایشان در سويد یک فعال سیاسی بوده است..
2-مرضیه کمانگر:که 15 نفر از خانواده اش بدست رژیم سفاک جمهوری اسلامی اعدام شده اند,,,,,ایا باز هم این فرد شناخته شده ای نیست؟
از این جور مسایل زیاد است,,,,,نمونه های دیگر:محمد مهدی ملکی وسیروان فروتن که یکی از فعالین حزب کوموله است و صنعان اشرفی که هم اکنون در استانه دیپورت می باشد و برای 1ول جولای برای او بلیط تهیه کرده اند . صنعانی که یک فعال سیاسی در ایران هم بوده و جای شکنجه در بدنش نمایان است و در سوئد در تظاهرات گوناگون علیه جمهوری اسلامی ایران شرکت داشته باز هم این تصمیم ناجوانمردانه گرفته میشود و برای این تصمیم چه نامی را باید گذاشت
آرین میر ذولفقاری
,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,

و این است حاصل انقلاب کذائی ایران..

نوشته‌شده به دست  ⋅ سپتامبر 24, 2011 ⋅ نوشتن دیدگاه

حاصل انقلاب 57, تنها سرنگونی نظام سلطنت و رخت بربستن این نظام حکومتی از ایران نبود, که استقرار یکی از خشن ترین حکومتهای تاریخ معاصر جهان را نیز در پی داشت . حکومت جایگزین با خود جز مرگ وویرانی, جنگ و فتل عام همراه نداشت . حکومتی که در نخستین روزهای استقرار خود, کردستان, ترکمن صحرا, خوزستان و آذربایجان را به خون کشید . مدت کوتاهی پس از استقرار خود همه دانشگاهها و مراکز آموزش عالی کشوررا تعطیل کرد.در جنگی خانمانسوز و ویرانگر, طی هشت سال برطبل( جنگ جنگ تا رفع فتنه از عالم )کوبید. زندانها را انباشت و دهها هزار نفر را آشکارا و پنهان شکنجه و کشتار کرد.

شبانه روز فرهنگ مرگ پرستی ,عزا و شیون را اشاعه داد . میلیون ها نفر از شهروندان کشور را مجبور به جلای وطن نمود و…..

هر چه رژیم از طریق اعمال قدرت , ماهیت ضد بشری و اهریمنی خود را به نمایش می گذارد ,نا خواسته بر عمق مقاومت مبارزین اردوی مقاومت  می افزاید ,جلادان حکومتی گاهی به این طمع می افتند که همچون کبوتر جلدی ,اعتراف گیرندگان را به میان مردم و نسل جوان بفرستند تا به خیال خود فضای تسلیم را اشاعه دهد ,اما غافلند از اعجاز روحیه و ابتکارات در حال عروج مقاومت که میتواند همه اینگونه ترفندها و تلاشهای مذبوحانه را در هم شکسته و طلسم های رژیم را ,یکی پس از دیگری باطل کند.

آری ,زندان همواره بخشی از عرصه مقاومت پر شکوه بوده و خواهد بود.

آرین میرذولفقاری

///////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////

آقای خامنه ای زمان چه زود میگذرد ولی تاریخ فراموش نمی کند گذشنه و حال را….

حاج محمد شانه چی رئیس دفتر آیت الله طالقانی که آقای خامنه‌ ای قبل از انقلاب بمدت ۱۵ سال در خانه ایشان هر سال سه ماه محرم صفر و رمضان را بیتوته میکردند و یک طبقه از  منزل آقای شانه چی در اختیار آقای خامنه ‌ای بود و آقای خامنه‌ ای در خاطراتش تعریف میکرد که من هر ساعتی از شبانه روز برمیگشتم خانه غذای من حاضر و آماده بود .

آقای شانه چی میگوید یک سال آقای خامنه ‌ای به من اول ماه محرم گفت حاج آقا دعا کن امسال خوب کار کنم و یک ماشین بتوانم بخرم. که از قضا آن سال خوب کار کرد و توانست یک فولکس بخرد .

بعد انقلاب یک دختر و دو پسر آقای شانه چی را اعدام کردند و خودش هم که لاجوردی دستور داده بود (آقای شانه چی که لقب معتمد التجار را داشت پشت سفته‌ های لاجوردی را در زمان قبل از انقلاب امضاء میکرد)  زنده نیاورید (شرم داشت چشمش به چشم شانه چی بیفتد) ولی شانه چی زنده دستگیر ولی فرار کرد و ۱۷سال در پاریس با لباس زیر فروشی امرار معاش میکرد و جوانان ایرانی جان بدر برده از اعدام‌های خرواری سالهای سیاه و افسانه ای ۱۳۶۰ و ۱۳۶۱ و۲ را پناه می داد و وقتی دهه ۷۰ با وساطت آقای خاتمی آمد به ایران تمامی اموالش مصادره شده بود. شانه چی بعد از برگشت به ایران با پولی که از راه فروش لباس زیر در پاریس جمع کرد  دو مدرسه در مشهد ساخت. در اواخر عمرش اقوام شانه چی ایشان را در سرای سالمندان گذاشتند (تمامی فرزندانش اعدام شده بودند ) و باز عده ‌ای از دوستانش ایشان را از آنجا بیرو ن آورده و در خانه‌ ای با مراقبت مستمر دوستانشان نگهداری کردند .ولی آقای خامنه ای خانه اش طبقه دوم نداشت که به آقای شانه چی عطا کند و……

آرین میرذولفقاری

گفت‌و‌گو‌ها

One thought on “مقالات

  1. مرا از دیدگاه‌های پس از این، به وسیله‌ی رایانامه آگاه کن

    Posted by homayoun jaberi | فوریه 21, 2012, 6:23 ب.ظ.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

آرشیو اخبار روز لطفا روی تاریخ روز کلیک کنید

ژوئن 2017
د س چ پ ج ش ی
« سپتامبر    
 1234
567891011
12131415161718
19202122232425
2627282930  

آمار بینندگان وب نوشت

  • 307,762 آمار کل بازدیدکنندهاتا این لحظه

مصاحبه آرین میرذوالفقاری با تلويزيون زندانيان سياسى- ويژه اول مى و كارگران زندانى- ٢۸اوريل ٢٠١٣

گفتگوی آرین میرذوالفقاری با صدای آمریکا VOA

آرین میرذوالفقاری: تنها به آزادی وطنم می اندیشم .

برای مشترک شدن در این وب‌نوشت از راه رایانامه و دریافت آگاه‌سازی درباره‌ی نوشته‌های تازه، رایانشانی خود را وارد نمایید.

به 4,995 مشترک دیگر بپیوندید

آرین میرذوالفقاری :سه شنبه های اعتراضی در مقابل سفارت ننگین جمهوری اسلامی در استکهلم

آتش زدن عکس خامنه ای و خمینی استکهلم توسط مخالفین جمهوری اسلامی جمعه ۱۴ ژوئن ۲۰۱۳

سخنرانی آرین میرذوالفقاری در حمايت ازآزادی زندانیان سیاسی 20 ژوئن 2013 استکهلم

آرین میرذوالفقاری : مراسم باشکوه روز جهانی کارگر ، یک مای ، سوئد 2013

مصاحبه آرین میر ذو لفقاری با مردم تی وی

تظاهرات جهانی جهت آزادی زندانیان سیاسی 5 نوامبر 2011

به فیس بوک من خوش امدید

لطفا از فیس بوک من دیدن فرمائید

صفحه تویتر من

ما را در تویتر دنبال کنید

یوتیوب من دیدن فرمائید

اخرین خبرهای ایران

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: